دوستان زیادی هستند که در مراجعه به آموزشگاه برای شروع فراگیری یک ساز یا یک دوره موسیقی، جهت آگاهی خود و رفع ابهاماتی که درباره روند آموزش آن دورهها یا مدت یادگیری و مواردی مشابه دارند، از مدرسین یا مدیر آموزشگاه در این باره سوالاتی را میپرسند. مثلاً بطور مشخص میپرسند: «چندوقته ما این ساز رو یاد میگیریم؟» یا «چقدر زمان میبره که فلان آهنگ رو بتونیم بزنیم؟». پرسیدن و تلاش برای آگاهی از کاری که قرار است برای آن وقت، هزینه و انرژی گذاشته شود کاملاً منطقی و نشان از هوشمندی مراجعهکننده دارد. در مقابل، مؤسسه مربوطه نیز باید جوابی قانعکننده به پرسشگر بدهد، که در غیر این صورت نقطه ضعفی در کار آن مرکز به حساب میآید. با این مقدمه، لازم هست در رابطه با فرایند آموزش موسیقی که شاید توضیح جوانب آن در یک گفتگوی تلفنی یا یک مراجعه سریعِ حضوری قابل بیان نباشد بهطور خلاصه شرحی داده شود. ابتداً باید گفت که هر کاری جوانب خاص خود را دارد، از جمله موسیقی، و نباید آنها را به دلیل مشابهتهای ظاهری با دیگری مقایسه کرد، ولی گفتن چند مثال شاید مسئله را روشنتر و انتقال آن را راحتتر کند. اولین نکته آن که پیشنهاد میشود فرایند یادگیری موسیقی، با خرید یک محصولِ آماده از یک فروشگاه یکسان فرض نشود، چرا که در رابطه با موسیقی اولاً با یک امر هنری سروکار داشته و نه یک مراوده مالیاقتصادی و ثانیاً بخش عمدهای از یادگیری، در کنار عوامل مختلف دیگر، به خود هنرجو باز میگردد و نه صرفاً ارائهکننده خدمات آموزشی. در این رابطه شاید مقایسه فرایند آموزش و بهثمررسیدن یک کار هنری، با پرورش یک گل یا یک نهال، در مقایسه با مثال قبل (خرید محصول از فروشگاه)، به واقعیتِ یادگیریِ موسیقی نزدیکتر و منطقیتر باشد. با تشبیه موسیقی به گیاه نورَس، فرایند آموزش آن را نیز میتوان به کارهایی که برای پرورش آن گیاه که شامل موارد پیشروست توصیف کرد: فراهم کردن خاک مناسب، تامین آب به مقدار لازم و در زمان خاص، فراهم کردن نور، مواد تقویتکننده خاک و حتی سم به مقدار و در زمان مقتضی، رسیدگی به وضعیت ظاهری گیاه مثل هرسکردن، استفاده از قیّم و ... . این موارد صرفاً به ظرافتهای این کار اشاره دارند و از آنها مهمتر به عنوان نکته دوم، شرایط خود فرد برای یادگیری میباشد. مواردی چون: مقدارزمانی که هنرجو در هر روز یا هفته به این کار اختصاص میدهد، نظم و جدیّت در تمرینات و پیروی از شیوه تدریس مدرس، داشتن تمرکز و فراهم بودن محیط مناسب برای تمرین، علاقه هنرجو به موسیقی، انگیزههای فردِ یادگیرنده، داشتن ساز مناسب و ... . بیشک آموزشگاه مربوطه نیز باید با ارائه روشهای درست و بهروزِ آموزشیِ معطوف به اصول اجرا، تدریس پیگیرانه مدرسین و فراهم کردن اجراهای کوچک و یا ضبط در استودیو، تلاش کند تا با یک زمانبندی حسابشده، فرایند آموزشی هدفمندی را شکل دهد. با توجه به این توضیحات، توصیهای که به فراگیرانِ موسیقی میشود آنست که در مراحل یادگیری، فکر خود را فقط به مقصد (نواختن یا خواندن یک آهنگ) محدود نکنند، آن هم با فرضِ سفری کوتاهمدت، بلکه یادگیری را به مانند حرکت در مسیرِ یک سفر پرفرازونشیب دانسته و از مناظرِ موجود در راه نیز تا حد امکان لذت ببرند تا خاطرات خوشی هم از این بخشِ کار برای آنها به یادگار بماند. در نهایت هر چقدر زمان، انرژی، تمرکز و دقّت صرف شود محصول باکیفیتتر، لذت بیشتر و بادوامتری از جنس موسیقی به دست میآید.
باتشکر
سیاوش سحابی
مدیریت آموزشگاه موسیقی سیاوش