برای اجرایی تأثیرگذارتر، خواننده باید دقت داشته باشد ساعت های پیش از اجرا چگونه با تمام بدنش رفتار می کند. درست است که او باید به استراحت بپردازد ولی مواظب باشد به خواب عمیق فرو نرود، فقط ساکت باشد و از هر گونه گفتگوی غیرضروری با افراد خودداری کند. بهتر است بنویسد یا بخواند تا ذهنش از اجرای موسیقی دور بماند.
وقتی یک خواننده به سطحی می رسد که می تواند کنسرت بدهد، باید بر روی حالت و تأثیر اولیه ای که هنگام رفتن روی صحنه ایجاد می کند تمرکز داشته باشد، پیش از هر چیز بدن باید صاف و راست باشد و دست ها خیلی شل و راحت دو طرف بدن آویزان شود و نسبت به بدن زیاد حرکت نکند، یا در کنار بدن سفت و محکم نگه داشته نشود. خواننده باید اینگونه احساس کند که سرش، بدن را با خود می کشد و با انرژی و اقتدار گام بردارد و با اعتماد به نفس روی صحنه بیاید. وقتی تشویق شروع می شود، سر را اندکی به سمت مخاطبان بگرداند، با چهره ای خندان و لبخند بر لب با آنها مواجهه شود و هرگز سر را بیش از حد خم نکند و تا وقتی که به گوشه پیانو نرسیده است تعظیم اصلی را انجام ندهد. کیفیت تعظیم به زمان و میزان تشویق بستگی دارد. تشویق فراوان، پاسخ محترمانه تر و تعظیم جدی تر می طلبد. اما بدون توجه به تشویق ها، همواره هنرمند پس از رسیدن به گوشه پیانو باید با تعظیمی قدردانی کند.
خواننده در زمان سر فرود آوردن باید حسی از فروتنی و تواضع داشته باشد، در آغاز چشم ها به پایین خیره شوند، سپس به دنبال چشم ها، پیشانی را خم کند و در ادامه به تمام معنا سرِ تعظیم فرود آورد. گردن و به دنبال آن شانه ها نیز باید اندکی خم شوند و در نهایت، کمر خم شود. طوری که احساس کنید بدن به تدریج (نه به سرعت) از کمر خم می شود. هنگامی که به حالت اول برمی گردید، ابتدا پشت کمر، سپس گردن و در نهایت سر بالا می آید. دقت داشته باشید در آغاز چشم ها و سر بالا نمی آیند. زیرا در این حالت بدن به وضعیت بسیار بدی دچار می شود.
پس از اجرای تعدادی از آواز یا آریاها، خواننده ابتدا تعظیم می کند، سپس برمی گردد و از نوازنده همنوازش با لبخندی گرم سپاسگزاری می کند. در پاسخ، همنواز می ایستد (در حالی که دستش راروی پیانو نگه داشته است) و هم چون خواننده، سر تعظیم فرود می آورد. سپس خواننده به طرف مخاطبان بر می گردد و دوباره تعظیم می کند. اگر خواننده مرد و نوازندة همراه زن باشد، خواننده موظف است نوازنده همراهش را برای خروج از صحنه مشایعت کند. در این لحظه خواننده گام هایی به عقب بر می دارد و زن همنواز زودتر خارج می شود.
اگر قرار است خواننده در بدو ورود به طور خودمانی و غیر رسمی قطعاتش را اعلام کند، صدای گفتاری اش نباید همانند خواندن آواز، کاملاً حمایت شده باشد. اسامی بخش های اجرا باید خیلی واضح معرفی شوند. همنواز هرگز بدون اطلاع و آمادگی خواننده نباید کار را شروع کند. روش های مختلفی برای دادن علامت شروع وجود دارد. من ترجیح میدهم خواننده به پایین نگاه کند و سپس سر و چشم ها را به عنوان علامت شروع بالا بیاورد، به جای آنکه همنواز سرش را تکان بدهد. پس از پایان اجرای هر بخش یا قطعه، خواننده و نوازنده باید حس و حال قطعه را حفظ کنند تا زمانی که پدال پیانو بالا می آید و دیگر هیچ صدایی از پیانو شنیده نمی شود.
هنگامی که در مقابل تماشاگران می ایستید، نگاه کردن به بالای سر تماشاچیان ردیف آخر، در حالی که سر را به نسبت صاف نگه داشته اید، اهمیت فراوانی دارد. خواننده نباید به بالکن نگاه کند، زیرا تماشاگران طبقة اصلی جز سفیدی چشم های او چیزی نخواهد دید. اگر حضار در محیط دایره وار بزرگی هستند، سر خواننده باید به سمت مرکز این دایره نگه داشته شود، ضمن آنکه خیلی به راست یا چپ نچرخد. اگر بیش از حد به هر طرفی بچرخد، حضار یک طرف سر او را نخواهند دید.
خواننده روی صحنه نباید عینک بزند، زیرا همیشه شیشه های عینک نورهای شدیدی منعکس می کنند و در همین حالت، ارتباط تماشاگران با چشم های خواننده قطع می شود. چشم ها باید بیانگر باشند، ضمن آنکه "ارتباط با مخاطب از مهمترین امور است".
ترس از صحنه (Stage Fright)
پیش تر گفته شد که خواندن عملی ورزشی است یا چیزی به همین مضمون، چنین توصیفی در واقع از کتاب فوق العاده ای با نام "اجرای حداکثری" (Maximum Performance) برگرفته شده است، که مطالعه آن را به تمام خوانندگان پیشنهاد می کنم.
ترس یا هراس صحنه ای باید مهار شود، اما شور و هیجان برای اجرا لازم است، زیرا بدون آن خواننده یک مجری سرد بی احساس خواهد شد. این شور باعث ایجاد «آدرنالین» خون در بدن خواننده می شود. «این هورمون موجب باز شدن رگ-های ساختار ماهیچه ای و امکان گردش خون بیشتر درون آنها در راستای کارشان می شود».
خواننده برای پیشرفت و ادامه کارش باید تعادل هیجانی را در بدن خود حفظ کند و آن قدر هیجانی نشود که سبب محدودیت او گردد. شور و هیجان لازم برای اجرایی خوب را با ترس از صحنه اشتباه نگیرید.
سه چیز باعث ترس از صحنه می شود:
1- عدم اطمینان از جنبه موسیقیایی
2- عدم اطمینان از جنبه صدایی
3- غرور و خودپسندی
اگر شخصی در اجرای خود، از لحاظ موسیقایی حتی به یک قطعه هم اطمینان نداشته باشد، این عدم اطمینان موجب عصبی شدنش در تمام برنامه خواهد شد، بنابراین بهتر است که آن بخش از برنامه حذف شود.
هر برنامه پیش از اجرا، حداقل باید طی شش ماه یا حداکثر یک سال به خوبی به خاطر سپرده و حفظ شود. اگر شخصی در برنامه ی خود به قطعه ای از لحاظ صدایی تسلط نیافته است، آن قطعه نیز باید حذف شود. خواننده پیش از هر گونه اجرای عمومی، باید به برنامه ی آوازی اش تسلط داشته باشد. البته منظور این نیست که آن قدر صبر کند تا از نظر صدایی کامل شود [اتفاقی که هیچ وقت روی نمی دهد]، بلکه باید طوری باشد که پس از یک اجرای عمومی احساس خوبی به او دست دهد، نه اینکه احساس کند اجرای بدی داشته است. به همین دلیل اجراهای کوتاه هنرجویی، حتی در حد یک قطعه می تواند تأثیر بسزایی در پیشرفت یک خواننده داشته باشد.
اما منظور از «خودپسندی» چیست؟ منظور فکر کردن خواننده به نظرات فردی از مخاطبان درباره اجراس، که این حس خود همواره یکی از عوامل عصبی شدن خواننده به شمار می رود. در صورتی که ذهن خواننده باید روی پیام آواز، حس و حال، موسیقی و تمام آن چه باعث برقراری ارتباطی بهتر می شود، تمرکز یابد. پیش از اجرای خواننده باید خود را از لحاظ صدایی و موسیقیایی به خوبی آماده سازد. با توجه به اینکه خواننده فقط مجرایی برای جریان موسیقی است نباید قطعه ای انتخاب کند خارج از توانایی صدایی او بر روی صحنه باشد. بسیار اتفاق افتاده که خوانندگان جوان قطعاتی برای خواندن انتخاب می کنند که فراتر از توان صدایی آنها بوده است. این قطعات نه تنها به خوبی خوانده نخواهد شد، بلکه باعث «اضطراب و ترس» ذهنی خواننده جوان خواهد شد.
واژگان قدرت زیادی دارند، به همین علت افراد نباید عبارت «من می ترسم» را به کار ببرند. زیرا بر زبان آوردن این کلمات، نه تنها در شما حس خوبی ایجاد نمی کند، بلکه به دلیل تأثیر منفی بر اطرافیان نیز استفاده از آنها اشتباه است. ترس، احساسی است که به دیگران نیز انتقال پیدا می کند. چنان چه نزدیک شخصی بودید که پیش از اجرا، تند تند قدم می زند و محکم دستانش را به هم می فشارد، از او فاصله بگیرید! صادقانه می گویم هرگز پیش از اجرا احساس ترس نداشته ام. اما قلبم نسبت به حالتی عادی تندتر می تپد، اما با انجام تمرین تنفس همراه با چرخش دست به آرام کردن قلب و تجمیع انرژی کمک کرده ام.
روش تمرین آموزش خوانندگی، تکنیک آواز
(صفحات 214 تا 217)
نویسنده: لارا برانینگ
مترجم: سعید مجیدی